خرید بک لینک
سلام دایی،میبخشی،دیروقته،میدونم.اما فکرم جز تو به کسی قد نداد چهار صبحی دو کلوم باش حرف بزنم دایی.میدونستم یه جایی مث همیشه نشستیو یه تیکه چوب آتیش زدی. دایی رضا،ب نظرت چی شد که من اینقده تنها شدم؟شدم،میدونی خودت که نبودم..میدونی دگ..انجمن نجوم،هم محلیا،هم مدرسه ایا و همینجور بگیر بیا بالا.دایی چند

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:49

برکت از همه چی رفته همون گوهیما..ولی دگ هیچ حسی توش نیس..دگ خودتون که چهارشنبه سوریو دیدین:)مگه نه؟ افتادیم کنج خونه،کز کردیم تو خودمون. یادته یروزی فک نمیکردی روزی برسه که بیشتر از ۱۲ساعت خونه باشی؟ حالا چی..سه روز چهار روز بیرون نمیری. تموم لذت های کوچیک چی شد؟غم های لذت بخش،اشک های پنهانی،فکر های

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:49

فلشر سفید لعنتی.سردرد.چشام تو لحظه های تاریکی دنبالش میکردو تا میومد از دیدنش خوشحالو آروم شه دوباره تاریکی.. از بین مه و نورو آدما زدم بیرون.نمک دریارو تو هوای شب انزلی حس میکردم.یه سیگار اتیش کردم..درباز شدو اومد پشتم.برگشتمو نگاش کردم.پرسید میخوای بریم؟گفتم اگه به اندازه کافی رقصیده باشی.گفت خس

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:49

ساعت پنج شده

از دوازده میخوام بخوابم

یه روزی یه همسایه داشتم

اسمش بود همسایه.همسایه میگف خواب هر کی یه اسمی داره.هروخ بخواد میاد،گاهی مث عروسک کیتی خوبو با نمکه گاهی هم یه هیولاس

فک میکنم خواب من مرده

از چشام اشک میاد

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:49

ای کاش که جای آرمیدن بودی

یا این ره دور را رسیدن بودی

:)

برچسب: نویسنده: آیلین اکبری‌نژاد تاريخ: شنبه 20 خرداد 1396 ساعت: 6:49

صفحه بندی